گرچه ممکن است درمانگران مختلف در مورد هدف درمانی برای یک خانواده بهخصوص توافق داشته باشند، اما فنون آنان برای رسیدن به این هدف متفاوت خواهد بود. درمانگران که هر کدام شخصیت و مهارتهای خاص خود را دارند، به شیوههای خاصی رابطه برقرار میکنند و از فنون وراهبردهای متفاوتی بهره میگیرند.
در طول بیش از صد سالی که از ظهور روانشناسی میگذرد، روشها، تکنیکها، رویکردها، و نظریههای گوناگونی برای حل مشکلات درونفردی و بینفردی مراجعان ابداع شده است. از درمان بلندمدت و روانکاوی زیگموند فروید گرفته تا رویکردهای شناختی رفتاری و اخیراً نیز رویکردهای کوتاه مدت و پست مدرنی نظیر راه حل محور که همگی بر فرد متمرکزند و تغییر فرد را هدف نهایی خود میدانند. اما از دهۀ 1940 میلادی تغییری بنیادین در نگرش پیشگامان روانشناسی رخ داده است. از آن زمان تا کنون دیگر عضوی از خانواده به عنوان بیمار، متمایز و مشخص نمیشود؛ در عوض کل اعضای خانواده هستند که آشفتگی و پریشانی خانواده را انعکاس میدهند.
در پارادایم جدید تعامل و نظام ارتباطی خانواده است که مشکل دارد و معتقدند با تغییر نوع و کیفیت تعاملات اعضای خانواده میتوان سلامت را به فردی که نشانه های مشکل را بروز داده است کمک کرد. به عبارت دیگر، خانواده درمانی مداخلهای است که بر تغییر تعاملات بین اعضای خانواده متمرکز است و در آن تلاش میشود کارکرد خانواده به عنوان واحدی متشکل از تکتک اعضا بهبود یاید. خانوادهدرمانی، نوعی گروهدرمانی است که در آن، واحد درمانی، هستۀ خانوادگی است و در جلسات درمانی یک یا چند درمانگر با تمام اعضا خانواده (یا بخشی از آنها) سر و کار دارد و هدف از آن حل و فصل یا تخفیف تعارضات بیماریزا و اضطراب در درون واحد خانواده است.
نخستین بار از رویکرد و فنون خانواده درمانی برای درمان بیماران اسکیزوفرنی استفاده شد. طبق تحلیلهای اولیه اسکیزوفرنی محصول رابطۀ فرد با مادر/مراقب است. و متخصصان سعی میکردند با تغییر نوع تعامل آن دو، سلامت را به فرد نشانهدار بردگردانند.
خانوادههای مختلفی میتوانند از خدمات خانواده درمانی بهره مند شوند. از جمله: خانوادههای دارای عضو معتاد، بیمار روانی، یا مبتلا به اختلالات جسمی و مشکلات تربیتی و تحصیلی؛ خانوادههای طلاق گرفته؛ خانوادههای ازدواج مجدد؛ خانوادههای دارای مشکلات فرهنگی، رشدی، و سازگاری.
تهیه و تنظیم : عباس موزیری