Maryam

  • فرزندان و والدین مبتلا به ام اس

    نام کتاب: فرزندان و والدین مبتلا به ام اس

    تألیف: دکتر بهمن بهمنی – دکتر شادی نوروزعلی

    ناشر: دانژه

    بسیاری از بیمارانی که مبتلا به بیماری های مزمن و صعب العلاج هستند، نیاز به مراقبت مستمر دارند . بیماری “مولتیپل اسکلروزیس” یا به اختصار ” ام اس” یک بیماری ناتوان کننده است که مغز و نخاع را درگیر می کند. مراقبت و رسیدگی به مشکلات بیمار مبتلا به ام اس در بسیاری از شرایط می تواند سخت و طاقت فرسا باشد.این کتاب با توجه به تجربیات تعدادی از افراد گروه سنی نوجوان و جوان که والدینشان مبتلا به این بیماری بوده اند نگاشته شده ، و به بررسی مشکلات و مسائلی که این افراد ممکن است پس از ابتلا والدین به بیماری تجربه کنند، پرداخته است.
    کتاب شامل چهار فصل می باشد :

    – فصل اول به توضیح و آشنایی مختصر با این بیماری می پردازد.

    – فصل دوم تاثیر ابتلا به این بیماری بر زندگی فرزندان را مورد بحث قرار می دهد.

    – فصل سوم به پیشنهادهایی برای مدیریت بهتر مشکلات پرداخته است.

    – فصل چهارم به سخنی با والدین مبتلا به ام اس اختصاص یافته است.

    به امید این که مطالعه این اثر، بتواند قدمی هر چند کوچک در بهبود سازگاری افراد با پیامدهای بیماری ام اس والدین بردارد.

    بخش هایی از کتاب:

    کودکان خیلی کمتر از آنچه شما فکر می کنید شکننده بوده و خیلی بیش از آنچه ما تصور می کنیم قادر به پذیرش واقعیت های دردناک می باشند.

    والدین اغلب سعی می کنند با مخفی کردن مسائل دردناک از کودکان، آنها را در برابر آسیب های روانی محافظت کنند. این کار اگرچه در نظر اول می تواند آرامش بخش خانواده به نظر برسد، اما در دراز مدت می تواند به آنها صدمه بزند. ارتباط صادقانه و شفاف بین اعضای خانواده ارزشمند و مهم است و در دراز مدت ایجاد اعتماد می کند.

    … سه روز تعطیل رسمی بود و امتحانات دبیرستان هم تمام شده بود. از قبل برنامه ریزی کرده بودیم این سه روز را به مسافرت برویم. شب قبل وسایل سفر را پشت ماشین گذاشتیم و آخر شب پدرم رفت ماشین را بنزین زد تا فردا معطل نشویم. صبح زود بیدار شدیم تا بعد از نماز حرکت کنیم و به ترافیک نخوریم، که متوجه شدیم پدر دچار عدم تعادل شده و نمی تواند راه برود. پدرم از پنچ سال پیش مبتلا به ام اس بود. و هرچند وقت یکبار علائمش شروع می شد. ولی حدود شش ماه بود که حالش خوب بود و مشلکی نداشت. برنامه سفر لغو شد و آن سه روز را در خانه ماندیم…

    اگر چه قبلا و وقتی برای اولین بار خبر ابتلا پدر را به بیماری ام اس شنیده بودیم نیز اضطراب و ترس شدیدی را تجربه کرده بودیم، اما این بار سکوت توأم با اضطراب پدر، نگاه سرشار از ترس مادر و تلاش مصنوعی هرکدام از ما بچه ها برای اینکه شرایط را طبیعی جلوه بدهیم، هرگز فراموش نمی کنم. به نظر می رسید همگی دوست داشتیم شرایط را بهتر کنیم.

  • نوجوانان و خطر سوء مصرف مواد مخدر

    دکتر بهمن بهمنی در گفت وگو با خبرنگار ایسکانیوز، درباره روی آوردن دانش آموزان به مواد مخدر یا محرک از لحاظ روانشناسی، گفت: نوجوانان تنوع پذیر، لذت جو و تحول طلب هستند و مهارت هایی که در برابر این تهدیدات که بتوانند از خود دفاع کنند را نیاموخته اند و میزان آموزش ها درست و کافی نیست.

    گروه های منفعت طلب برای رسیدن به اهدافشان به سراغ افراد آسیب پذیر مانند نوجوانان و جوانانی می روند که برای مقابله با تهدیدات به خوبی آموزش ندیده اند و دانش آموزان بخاطر کنجکاوی، ثابت کردن خود پیش دوستان، غلبه بر ترس و… به سمت مواد مخدر گرایش پیدا کرده و استفاده می کنند .

    بدن افراد پس از مصرف مواد مخدر از لحاظ فیزیولوژیک واکنش نشان داده و به مواد وابسته می شود که نتیجه آن به وجود آمدن اختلالات روانی در بزرگسالان و مشکلات روحی در دانش آموزان است.

    معتاد شدن کار پیچیده و سختی نیست فقط کافی فرد چندین بار از مواد مخدر یا محرک استفاده کند و پس از استفاده چند باره ، کنترل استفاده از مواد دیگر در دست فرد نیست زیرا بدن به این ماده عادت کرده و حال بدن است که تمنای این ماده مخرب را می کند.

    مهمترین مشکلاتی که امروزه در مدارس دیده می شود ، نبود محتوا ، کم تحرکی ،عدم امکانات برای تخلیه هیجانات دانش آموزان و نداشتن هدف و کمبود نشاط و شادی است که از کمبودهای اساسی در مدارس و جامعه به شمار می رود.

    متاسفانه مدارس در ذهن دانش آموزان فقط درس خواندن را جا انداخته اند که باعث تک بعدی شدن دانش آموز می شود و نمی تواند به موضوعات و معضلاتی که در آن سن برایش بوجود می آید فکر کند.

    در چند سال، چندین طرح جامع آموزش و پرورش داشته ایم که هیچکدام از این طرح ها فایده ای برای محتوای دروس آموزشی و دانش آموزان نداشته و در واقع می توان گفت آموزش و پرورش بیشتر از اینکه به سمت محتوا مداری و نیاز محوری دانش آموز گام بردارد به سمت فرم مداری حرکت می کند و به نیازهای دانش آموزان توجه زیادی نمی شود و همه این دلایل باعث می شود دانش آموزان به سمت پوچ گرایی و فرار از مسئولیت بروند، که در نهایت هم به سمت استفاده از مواد مخدر یا محرک کشیده می شوند.

    گفت و گو خبرنگار ایسکانیوز با دکتر بهمن بهمنی، دکترای مشاوره و دانشیار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

    آذر ۱۳۹۶

  • کارگاه طرحواره درمانی

    “مرکز مشاوره معین” برگزار میکند: دوره آموزشی ” طرحواره درمانی ”

    📣 ویژه دانشجویان و درمانگران
    مدرس : دکتر بهمن بهمنی ؛ دکترای مشاوره؛ دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
    مدت زمان دوره : ۳۲ ساعت می باشد.
    به شرکت کنندگان، گواهی شرکت در دوره؛ اهدا خواهد شد.

    ☎️ برای اطلاع از سایر فعالیت های مرکز؛ و دیگر کلاسها و کارگاه های آموزشی؛ به کانال تلگرام مرکز بپیوندید

  • کارگاه تخصصی رواندرمانی شناختی-وجودی

    مرکز مشاوره معین برگزار می کند: ” کارگاه روان درمانی شناختی-وجودی ” ( Cognitive existential therapy )

    روان درمانی شناختی-وجودی را می توان رویکردی منحصر به فرد و یکپارچه شده، برای استفاده از مزایای حاصل از تلفیق نظریه شناختی و نظریه وجودی در مورد آسیب شناسی اختلالات اضطراب و افسردگی برای کمک به افراد درگیر در موقعیت های تهدید کننده زندگی و معناهای بنیادین زندگی دانست.

    مدرس: “دکتر بهمن بهمنی” ، دکترای مشاوره ، دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

    ویژه دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و بالاتر ، رشته های مشاوره و روانشناسی بالینی.
    مدت زمان دوره ۳۴ ساعت می باشد.

    به شرکت کنندگان، گواهی شرکت در دوره اعطا خواهد شد.

    زمان برگزاری : پنجشنبه ها ۸٫۳۰ تا ۱۳٫۳۰

  • ریتالین ؛ علل و عوارض مصرف

    ریتالین دارویی است که در درمان اختلالات مغزی توسط روان پزشکان تجویز می شود. این دارو به نوعی ماده محرک مغز است و برای افزایش فعالیت کورتکس مغز تجویز می شود. متاسفانه شاهد استفاده خودسرانه آن در بین برخی از دانشجویان هستیم که عوارض بسیار زیان آوری نیز به دنبال دارد.

    زمان درس خواندن کمتر و نتیجه بهتر

    در سال های اخیر مصرف خودسرانه این دارو را در بین دانشجویان شاهدیم. به ویژه در برخی گروه های خاص که نیاز به تمرکز و پشتکار بیشتری برای موفقیت در رشته تحصیلی شان دارند.

    ویژگی مهم و مشترک در بین همه مصرف کنندگان خودسرانه ی داروی ریتالین، این است که آنها دانشجویانی هستند که در طول ترم درس نمی خوانند و برای یادگیری درسی که حداقل فراگیری آن به دو ماه زمان نیاز دارد، می خواهند فقط یک یا دو شب زمان بگذارند.

    به این ترتیب، نیاز به شب بیداری، انرژی و تمرکز بیشتر در این شب ها دارند که به سمت مصرف این داروی روان گردان زیان آور کشیده می شوند. اغلب این دانشجویان در عادت های تحصیلی و انگیزش؛ انگیزش کلی و خاص، دچار مشکل هستند و مهارت مطالعه لازم را ندارند و می خواهند همه مشکلات خود را با مصرف قرص ریتالین رفع کنند.
    بنابراین دانشجویان مصرف کننده ریتالین، آن را جانشین عادت تحصیلی خود می کنند و به جای آنکه روش تحصیل و زمانی که صرف مطالعه می کنند را اصلاح و سبک زندگی دانشجویی بهتری را انتخاب کنند، دنبال نتیجه گیری یک شبه و یک باره هستند.

    در واقع اگر حجم درس خود را در برای مطالعه در طول ترم تقسیم کنند و درست یاد بگیرند، بیش از ۹۰ درصدشان نیازی به مصرف ریتالین ندارند.

    عوارض ریتالین

    دانشجویان گزارش می کنند که با مصرف این دارو هوشیاری بیشتری پیدا می کنند و مغزشان به طور خودکار از تنبلی بیرون می آید. اما پس از مصرف مستمر به تدریج با عوارض متعدد آن نیز مواجه می شوند. عوارضی مانند مشکلات سیستم عصبی و نورولوژیک، کاهش عملکرد یادگیری، کاهش تمرکز نسبت به پیش از مصرف ریتالین، دلهره، اضطراب، و حتی گاه حملات حاد اضطرابی بعد از مصرف ریتالین از این جمله اند.

    البته همینجا باید متذکر شوم که این عوارض مربوط به مصرف خودسرانه و بدون تجویز روان پزشک است.

    موارد تجویز ریتالین

    این در حالی است که تعداد دانشجویانی که از سوی روان پزشک نیازمند مصرف ریتالین تشخیص داده می شود، بسیار کم بوده و ۹۰ درصد دانشجویانی که این دارو را مصرف می کنند، نیازی به مصرف آن ندارند.
    جالب اینجاست که ریتالین بدون نسخه روان پزشک فروخته نمی شود و همه داروخانه ها نیز آن را ندارند. با این حال دانشجویان به صورت قاچاق این دارو را تهیه می کنند یا آنکه یکی از دانشجویان آن را با دیگران تقسیم می کند. حتی به این نکته توجه نمی کنند که داروهای قاچاق اغلب حاوی مواد خطرناک و اعتیاد آور دیگر نیز هست.

    متأسفانه به تازگی تجویز ریتالین بیش از قبل برای دانشجویانی که از ضعف عملکرد درسی شکایت می کنند، انجام می شود. در صورتی که عواملی مثل، عرت نفس یا اعتماد به نفس مغشوش، عادات غلط مطالعه و مشکلات انگیزشی و مسئولیت گریزی می تواند زمینه ساز اصلی ضعف یا افت تحصیلی باشد.

    دکتر بهمن بهمنی ، روان شناس و هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
    برگرفته از ماهنامه سپیده دانایی، شماره ۵۸

  • درمان راه حل محور

    ترجمه دکترعلی محمدنظری ، عباس موزیری و سایر مترجمان

    معرفی کتاب

    کتاب حاضر با هدف ارائه ‌ی مبانی و تشریح کاربست مهارت‌ های رویکرد راه‌ حل- محور در حوزه‌ های گوناگونی از جمله سلامت روان، نگهداری از کودک، و مشاوره‌ ی سازمانی نوشته شده است.

    درمانگران اغلب و به ‌طور طبیعی به پژوهش‌ها بی‌توجه ‌اند. با این حال، در کشورهای توسعه‌ یافته نیازِ روبه‌ رشدی برای شواهدِ درمانی وجود دارد؛ این به آن معناست که: اثربخشی درمان‌ها باید مطابق با الگوهای پژوهش علمی که به ‌منظور ارزیابی درمان‌های پزشکی پذیرفته شده‌ اند، تعیین شود. این کتاب، مرور گسترده‌ای بر پژوهش‌های معاصر خواهد داشت؛ که داده‌ های پژوهش‌ه ای نویسنده را هم شامل می‌شود.

    یکی از اهداف این کتاب، بیان کاربست رویکرد راه‌ حل- محور در موقعیت‌های سازمانی است؛ که امیدوارم منبع مفیدی برای مدیران و مشاوران مدیریتی در روند جستجوی مداخله‌ های اثربخش باشد.

    دیگران دربارۀ این کتاب چه گفته‌ اند؟

    کتابی پر از ایده و تمرین برای کارآموزان و درمانگران. بیان جامع ایده‌های راه‌ حل ‌محور و چگونگی به‌کارگیری آن در محیط کار. کتابی لازم و ضروری برای متخصصانی که می‌خواهند مهارت‌ های راه‌ حل‌ محور خود را ارتقاء دهند . آلاسدایر دانشِ حاصل از سال‌ها تخصص، پژوهش، و علاقه‌ اش را به رویکرد راه‌حل‌محور در این کتاب آورده است.

    بیل اُکانل.

    فرد رودیک.

    ***

    آلاسدایر مک‌دونالد نقطه‌ ی عطفی در تحول رویکردهای راه‌ حل‌ محور ایجاد کرده است . او تاریخچه، پژوهش، و مدرک را یک‌جا برای درمان راه‌ حل‌ محور می‌ آورد، و تمرین‌های عملی زیادی از بیماران روانی شدید گرفته تا تعارض‌های کاری ارائه می‌کند . این کتاب مجموعه‌ای‌ست از بینش‌های مختصر و کوتاه، روابط [بین انسان‌ها] و پرسش‌ های تأمل‌برانگیز، که بسیار معتبر و روشن هستند.

    مارک مک‌کرگو، نویسنده‌ی کتاب «راه‌حل‌محور: راه ساده برای تغییر مثبت».

    آلاسدایر به‌ خاطر علاقه ‌ی طولانی‌مدت خود به پژوهش نقش مهم و ویژه‌ای در جهانِ راه‌حل‌محور دارد. این علاقه و پیشینه‌ی او در مورد کارهای سلامت روان با بزرگسالان در این کتاب نیز متبلور شده است؛ چرا که آن‌ها را جدا از مقدمه‌ ی رویکرد آورده است. در زمانه‌ای که منابع محدود و متخصصان زیرِ ‌فشارند، کتاب حاضر انعطاف‌پذیری و مناسب ‌بودن رویکرد راه‌حل‌ محور را برجسته می‌کند؛ که می‌تواند برای متخصصان بالینی و مدیران این حوزه کارساز و کارگشا باشد.

    ایوان جورج، موسسه‌ ی BRIEF در لندن.

    فهرست

    فصل 1: مدل درمان راه‌ حل‌ محور: جلسه‌ ی اول؛ بخش اول

    فصل 2: مدل درمان راه‌ حل‌محور: بخش دوم

    فصل 3: مطالعه‌ ی موردی

    فصل 4: اصول اخلاقی در درمان راه‌ حل‌ محور

    فصل 5: ریشه‌ های تاریخی درمان کوتاه‌ مدت راه‌ حل‌ محور

    فصل 6: کاربست درمان کوتاه‌ مدت راه‌ حل‌ محور در حوزه‌ ی سلامت روان

    فصل 7: رویکرد راه‌ حل‌ محور برای بیماری‌های شدید روانی

    فصل 8: رویکرد راه‌ حل‌ محور در محیط کار

    فصل 9: جهت‌ گیری‌های آینده‌ ی درمان راه‌ حل‌ محور

    پیوست یک: فهرست سایت‌های مراکز علمی و آموزشی رویکرد راه‌ حل ‌محور

    پیوست دو: تنفس سریع و پشت‌ سرهم: روش شفابخشِ نشانگان اضطراب

  • کاربست مداخله های گروهی در مدارس

    ترجمه دکتراسماعیل اسدپور ، عباس موزیری ، فاطمه نادری

    دربارۀ کتاب

    دکتر الاین کلانتون هارپاین، روانشناس انگیزشی متخصص در طرح برنامه‌ های انگیزشی گروه‌ مدار بوده، که از 35 سال تجربه در طراحی و اجرای برنامه‌ های انگیزشی برای کودکان و نوجوانان برخودار است.

    کتاب حاضر که با هدف کمک به روانشناسان و مشاوران مدارس، و دیگر فعالان حوزه‌ ی سلامت در مدارس نوشته شده‌است، به ساختار نظری مداخله ‌های گروهی در مدارس و ارائه ‌ی نمونه ‌هایی از چگونگی کاربرد آنها می ‌پردازد. اگرچه شکل‌های متفاوتی از مداخله‌های گروهی به ‌منظور استفاده در مدارس وجود دارد، با این‌حال تمرکز این کتاب بر مداخله‌های گروه ‌مدار است، که برنامه‌هایی با رویکردی پیشگیرانه با هدف توانمندسازی دانش‌آموزان در یادگیری، برای عملکرد موفقیت‌ آمیزتر است.

    کمک مداخله‌ های گروه ‌مدار به دانش‌آموزان برای پرورش و بهبود مهارت‌ های شناختی، عاطفی، و رفتاری از طریق جلسات پی‌درپی و ساختاریافته صورت می‌گیرد. عنصر «بازی» برای کودکان، و برنامه‌ی «مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی» برای نوجوانان نیز به این نوع از مداخله‌ ها افزوده شده ‌است. همان‌گونه که از عبارت «گروه‌ مدار» برداشت می‌شود، تمامی مداخله‌ های مورد بحث در کتاب، از قدرت درمانی «گروه» استفاده می‌کنند؛ و باید گفت که اگر گروه به درستی هدایت شود، «همبستگی گروهی» می‌تواند به یک منبع مهم تغییر در اعضای آن، بدل شود.

    کتاب پیش رو می‌تواند یک منبع مکمل و یک راهنمای آموزشی برای مشاوران مدارس که آموزش‌ های کمتری در زمینه‌ی طراحی و اجرای مداخله‌های گروهی با کودکان دریافت کرده‌اند، باشد. همچنین، برای متخصصان گروه که علاقمند به کارایی بیشتر مهارت‌هایشان هستند، و افراد تازه‌ کار در حوزه‌ ی گروه نیز می‌تواند مفید و کاربردی واقع شود. امید است که تا پایان کتاب، خواننده با به‌ کارگیری مداخله‌ های گروه‌مدار در موقعیت‌های مدرسه‌ای آشنا شود.

    فهرست

    پیشگفتار

    مقدمه

    فصل یک: کاربرد برنامه‌ های پیشگیرانه‌ی مدرسه‌ محور با هدف جبران شکست‌ها

    فصل دو: بازآموزی مهارت‌های موثر در احساس کارآمدی

    فصل سه: انگیزش درونی در مقابل انگیزش بیرونی

    فصل چهار: فرایند و تغییر در گروه

    فصل پنج: انتخاب مداخله‌ های موثر

    فصل شش: برنامه‌‌ی مداخله ‌ی انگیزشی گروه‌مدار یک هفته‌ ای

    فصل هفت: طراحی مداخله‌ های انگیزشی گروه‌ مدار

    فصل هشت: تشکیل مداخلات گروهی همبسته

    فصل نه: اجرا و ارزیابی برنامه: هدف بلند مدت

  • تاثیر ارضای نیاز های اساسی در سازگاری زناشویی

    10 / 10 از 1 کاربر « بازگشت به لیست مقالات | پنجشنبه 31 خرداد 1397 در ساعت 13 : 39 دقیقه | نظرات کاربران ( 0 )

    تاثیر ارضای نیازهای اساسی در سازگاری زناشویی

    تاثیر ارضای نیاز های اساسی در سازگاری زناشویی امروزه امری بدیهی است اما روش های تشخیص نیازهای و نحوه ارضای آنها نیاز به شناخت خود و همسر دارد. در مقاله حاضر به صورت خلاصه به این مقوله پرداخته می شود.

    مقدمه

    موضوع نیازهای اساسی و بنیادی انسان، موضوعی است که تاکنون در نظریات مختلف رشته های مختلف علمی بویژه روانشناسی، مورد بحث قرار گرفته است. به طوریکه در بسیاری از نظریات شخصیت، مبحث ویژه ای به این موضوع، اختصاص یافته است (شولتز و شولتز؛ ترجمه ی سیدمحمدی) یکی از آخرین رویکردهایی که به طور جدی به این موضوع پرداخته است، رویکرد واقعیت درمانی یا نظریه ی انتخاب است که توسط ویلیام گلاسر مطرح شده و بویژه در دو دوهه ی اخیر، در عرصه ی پژوهش و کاربردهای بالینی، بسیار مورد اقبال قرار گرفته است (کری ترجمه ی سیدمحمدی).

    به اعتقاد گلاسر، همانطور که نیازهای مربوط به بقا در تمام جانوران، به طور ژنتیک برنامه ریزی شده است، در انسان که کاملترین جانوران است، علاوه بر این نیاز، چهار نیاز بالاتر و پیچیده تر نیز به طور ژنتیک، برنامه ریزی شده است (گلاسر، ترجمه ی رحمانیان) این چهار نیاز،که معمولاً با اسامی عشق وتعلق، قدرت پیشرفت/ شایستگی ، آزادی ( استقلال ) و تفریح (لذت) ، ناخته می شوند، به عنوان نیازهای اساسی روانشناختی و نیاز به بقا به عنوان تنها نیاز اساسی فیزیوژیک در انسان محسوب می شود (شو، هابل و بل 7، موتن) این پنج نیاز، صرف نظر از تفاوت های سنی، قومیتی، نژادی و جنسیتی،بین تمام نوع بشر، مشترک است. با این حال، میزان اهمیت و اولویت هریک از آن ها از فردی به فرد دیگر،متفاوت می باشد. به عبارت دیگر همه ی انسان ها دارای این پنج نیاز اساسی هستند، ولی در هر فردی یک یا چند مورد از این پنج نیاز، مهمتر و برجسته تر از سایر نیازها مطرح می شود. براساس نظریه ی انتخاب، بسیار حائز اهمیت است که افراد از الگوی منحصر به فرد نیازهای اساسی خود آگاهی یابند، زیرا این آگاهی می تواند نقش مهمی در اتخاذ انتخاب های سالم و سازنده در زندگی فردی و اجتماعی افراد داشته باشد (گلاسر)

    تحقق یافتن یا عدم تحقق نیازهای پنجگانه، تأثیری مستقیم و ملموس بر احساسات و حالات بدنی ما دارند. به طوریکه هرگاه این نیازها به طور مناسبی ارضا شوند، احساس و حالات بدنی مطلوب و خوشایندی را تجربه می کنیم، اما اگر به هردلیلی ارضای نیازهای پنجگانه با شکست و ناکامی مواجه شود، احساسات و حالات بدنی ناخوشایندی را تجربه خواهیم کرد. در واقع احساسات و حالات بدنی ما سرنخی هستند از اینکه آیا نیازهای اساسی ما در حال حاضر به خوبی تحقق می یابند یا خیر. مثلاً اگر احساس ناخوشایندی در بدنمان داریم، ممکن است نیاز به بقا با عفونتی داخلی، تهدید شده باشد، یا اگر احساس لذت و شادمانی می کنیم، ممکن است نیاز به عشق و تعلق، به طور مطلوبی ارضا شده باشد. به طور کلی، در مورد هریک از نیازها این موضوع می تواند مصداق داشته باشد )گلاسر؛ ترجمه ی رحمانیا). در ادامه به طور اختصاصی به شرح هر یک از پنج نیاز اساسی پرداخته می شود (گلاسر؛ترجمه ی رحمانیان، وابولدینگ و همکاران،)

    ۱) نیاز به بقا

    نیاز به بقا بین همه ی موجودات زنده، مشترک است و به طور کلی به تمایل یک جاندار برای زنده ماندن و داشتن پایگاهی امن در این جهان اشاره دارد. بخش قابل توجهی از رفتارهای مربوط به نیاز به بقا نیز بویژه در حیوانات، به صورت غریزی انجام می گیرد. اما یکی از وجوه اساسی تمایز این نیاز در انسان با سایر جانداران، این است که انسان علاوه بر رفتارهای غریزی و رفتارهای غیرارادی، می تواند به شیوه هایی بسیار هوشمند و پیچیده به ارضای نیاز به بقا بپردازد. به علاوه، ارضای نیاز به بقا در انسان، برخلاف حیوانات، معمولاً با در نظر گرفتن الزامات بین فردی و اجتماعی صورت می گیرد.

    ۲)قدرت

    نیاز به قدرت، به تمایل برای کنترل کردن افراد یا امور اشاره دارد. این نیاز همچنین تمایل به تسلط و پیشرفت و احساس شایستگی را نیز در بر می گیرد. به طورکلی نیاز به قدرت می تواند منبع و محرک خوبی برای پیشرفت فرد در شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی باشد، از طرف دیگر اما اگر به شکل تمایل شدید به اعمال نفوذ و تسلط بر دیگران، بروز یابد، در واقع جنبه ی بیمارگونه و مخرب این نیاز، آشکار شده است. این بعد ناکارآمد از نیاز به قدرت، که با بسیاری از جنبه های زندگی اجتماعی و روابط بین فردی سالم و سازنده، در تضاد است، ممکن است به شکل انواع خصومت ها و تعارضات بین فردی، بروز یابد.

    ۳) نیاز به آزادی

    نیاز به آزادی اشاره دارد به گرایش انسان به تصمیم گرفتن، انتخاب کردن، مستقل بودن و فعالیت کردن، بدون مداخله ی دیگران و یا محدودیت های بیرونی. به عبارت دیگر، نیاز به آزادی در واقع نیاز به این است که زندگی شخصی، اراده و استقلال فرد با قدرت و کنترل بیرونی دیگران، مورد حمله قرار نگیرد.

    ۴) نیاز به تفریح

    نیاز به تفریح ، به احساس شادابی و لذتی اشاره دارد که در جریان تجربیات و فعالیت های لذت بخش و مورد علاقه، در شخص ایجاد می شود. شاید بتوان یادگیری آنچه موردعلاقه است را مهم ترین مصداق، برای تحقق نیاز به تفریح ، در نظر گرفت. در بحث از نیاز به تفریح، اهمیت مفهوم یادگیری، تا حدی است که گلاسر، تفریح را پاسخ ژنتیک به یادگیری می داند

    ۵) عشق و تعلق

    عشق و تعلق در انسان اجتماعی امروزی، غالباً نیاز به عشق و تعلق، مهمترین نیاز است. در واقع تحقق مطلوب چهار نیاز دیگر نیز به نوعی در سایه ی تحقق این نیاز، ممکن خواهد بود؛ زیرا تحقق تمام نیازهای اساسی، تنها در یک بافت اجتماعی و در رابطه با دیگران امکان پذیر خواهد بود (گاردنر) به عبارتی، تغذیه ی روانی فرد در سایه ی این نیاز، تأمین می شود، از این رو است که گلاسر معتقد است فردی که در درازمدت نتوانسته باشد روابط محبت آمیز و توأم با عشق، محبت و احساس تعلق را تجربه کند، بدون شک، دچار عوارض و علائم روانشناختی خواهد شد. از نظر گلاسر، مشکلات مزمن روان شناختی، به هر شکل که نمایان شوند، چه به شکل افسردگی، اضطراب، وسواس و یا هر شکل دیگری، در واقع حاکی از همان مشکلات رابطه ای هستند. وقتی نیاز به رابطه، عشق و تعلق، در طولانی مدت آسیب ببیند، بیماری روان شناختی، غیر قابل اجتناب است. ارضا نشدن این نیاز روانشناختی می تواند از دو منبع عمده ناشی شود: الف) یا فرد، درگیر روابط بسیار مخربی است که به ارضای این نیاز، آسیب زده است، ب) یا این که فرد، اصلاً فاقد هر گونه رابطه ی مثبت و تقویت کننده است. از نظر گلاسر، شرط لازم یک زندگی زناشویی توأم با رضایت و شادکامی، ارضای مناسب نیاز به عشق و تعلق برای هردو طرف رابطه است

  • کارگاه تخصصی رواندرمانی وجودی-شناختی

    کارگاه دو روزه تخصصی رواندرمانی وجودی-شناختی با هدف آشنایی بیشتر متخصصان و دانشجویان رشته های مشاوره، روانشناسی و روانپزشکی با رواندرمانی وجودی-شناختی با تدریس دکتر بهمن بهمنی (عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران)، به مدت 16 ساعت در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران برگزار میگردد.

    روزهای برگزاری کارگاه، 2 روز در تاریخهای ذیل می‌باشد:

    جمعه 22 آبان از ساعت 9 صبح تا 5 بعداز ظهر

    جمعه 29 آبان از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر

    شرایط شرکت در کارگاه:

    آشنایی با مبانی نظری فلسفه وجودی و نظریه شناختی رفتاری (CBT)، پیش نیاز این کارگاه میباشد.

    این کارگاه مختص فارغ‌التحصیلان و دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترا، مشاوران، متخصصان و روانپزشکان میباشد.

    هزینه کارگاه 250،000 تومان میباشد. دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی شامل 10% تخفیف ثبت نام میباشند.

    گواهی شرکت در کارگاه مزبور از طرف دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران صادر خواهد شد.

    اولویت ثبت نام بر اساس اولویت رزرو جا خواهد بود. متقاضیان میتوانند با پیوستن به شبکه ارتباطی ما و ثبت اطلاعات تماس خود در این کارگاه ثبت نام خود را رزرو نمایند. درصورتی‌که افرادی که برای شرکت در دوره با آنها تماس گرفته می‌شود تا مهلتی که برای آنها تعیین شده ‌است، ثبت نام قطعی را انجام ندهند، با سایر افراد لیست انتظار تماس گرفته خواهد شد.

    برای تایید ثبت نام با شماره های زیر تماس بگیرید:

    مهلت ثبت نام: 17 آبان1394

    مکان برگزاری کارگاه:

    ولنجک، میدان شهید شهریاری، بلوار دانشجو، بن بست کودکیار، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران

  • انواع ازدواج

    فیتزپاتریک[1] و گاتمن با استفاده از پرسشنامه و روش مشاهده، سه نوع ازدواج با ثبات[2] را شناسائی کرده اند. روابط زناشوئی حاصل از این سه نوع ازدواج عبارتند از 1)زوج های” سنتی یا متعارف[3] ” 2) زوج های فردگرا[4] و 3) زوج های “مماشات(مدارا)” کننده[5] “.

    زوج های متعارف:

    نقش های جنسی و سبک زندگی رایج را پذیرفته و برای حل تعارض ها از روش غیر مستقیم و اصطلاحاٌ بدون جارو جنجال [6] استفاده می کنند. به طور خلاصه مشخصه زوجهای متعارف عبرتند از:

    • نقش های جنسی سنتی را پذیرقته اند
    • اهداف فردی تحت تاثیر اهداف خانوادگی قرار دارد
    • برای زندگی روزانه برنامه منظم و قابل پیش بینی دارند.
    • هر یک از آنها فضا یا امکانات اختصاصی و محرمانه در محیط منزل ندارند.
    • در بیان احساسات مثبت و منفی خود رعایت اعتدال را می کنند
    • از درگیر شدن در تعارض های کم اهمیت اجتناب می کنند.
    • به تعارض های مهم موجود در بین خود با هدف حل کردن آنها می پردازند
    • در شروع فعالیت برای حل هر تعارض، هر یک از آنها می کوشند تا ابتدا به دیدگاه طرف دیگر گوش داده و سپس موضع خود را مطرح و از آن دفاع کنند.
    • تلاش برای متعاقد کردن دیگری، پس از گوش دادن کافی به نظر او صورت می گیرد.

    زوج های فردگرا:

    در تلاش برای ایجاد نقش های برابر می کوشند تا برای حل تعارض ها از شیوه فعال و مستقیم یا اصطلاحاٌ پر جار و جنجال[7]استفاده کنند.

    • نقش های دو جنسیتی و مساوات گرا را پذیرفته اند.
    • اهداف خانوادگی تحت تاثیر اهداف فردی قرار دارند.
    • برای زندگی روزانه برنامه منظم و قابل پیش بینی خاصی ندارند.
    • هر یک از آنها در محیط منزل نیز، فضا یا امکانات خصوصی و محرمانه برای خود قائل هستند که دیگری بدون اجازه نمی تواند از آنها استفاده کند.
    • در بیان احساسات مثبت و منفی خود خیلی پایبند اعتدال نیستند.
    • ترجیح می دهند تا در مورد مسائل فی مابین دائم سرو کله بزنند.
    • از همان ابتدای اختلاف نظر بدون تلاش برای گوش دادن به یکدیگر به دنبال اثبات دیدگاه خود و متقاعد کردن دیگری هستند.
    • نسبت به یکدیگر احساس های مثبت و منفی متعددی دارند.

    زوج های مدارا کننده:

    نقش های متعارف را پذیرفته ولی زندگی موازی با یکدیگر را پیشه کرده و بر خلاف زوج های متعارف می کوشند تا اصولاٍ از توجه به نقاط تعارض در روابط با یکدیگر اجتناب کنند.

    • نقش های سنتی جنسی را پذیرفته اند
    • می کوشند تا از هر گونه تعارض اجتناب کنند
    • مهارت های حل تعارض آنها خیلی ضعیف است در موارد معدودی هم که وجود تعارض را تائئد کنند می کوشند تا بدون هر گونه تلاش برای متقاعد کردن یکدیگر و یا مصالحه بر سر آن صرفاً به طرح دیدگاه خود بپردازند.
    • در مقایسه با ارزش ها و زمینه های مشترک و مورد توافق، اختلاف نظرهای موجود با یکدیگر را بی اهمیت جلوه می دهند.

    در مطالعه گاتمن دو نوع زوج بی ثبات نیز شناسائی شده اند. این دو نوع ازدواج با نام زوج های ستیزه گر[8]” و زوج های” کاملاً بی اعتنا به یکدیگر[9]” معرفی شده اند.

    زوجهای ستیزه‌گر:

    اولین گروه به وجود تعارض در بین رابطه توجه دارند و وارد ستیز نیز می شوند.اما به دنبال حل مشکل نیستند و بیشتر به تخریب یکدیگر می پردازند.

    • به تعارض های خود می پردازند اما هیچگونه تلاشی برای حل آنها نمی کنند.
    • سرزنش های مداوم ،ذهن خوانی و جبهه گیری از ویژگی های اصلی تعامل های آنهاست.
    • ابراز هیجان های منفی در آنها بسیار بالا و ابراز هیجان های مثبت، خیلی اندک است.
    • الگوی تعاملی رایج در آنها جنگ و گریز است.
    • ابراز هیجان های منفی آنها نسبت به یکدیگر بسیار بالا و هیجان های مثبت بسیار کم است.

    زوجهای کاملا بی‌اعتنا به یکدیگر:

    گروه دوم برای پیشگیری از درگیری اصولاٌ از برقراری مراوده های روزمره با یکدیگر اجتناب و در نوعی سکوت و بی تفاوتی کامل به تحمل یکدیگر می پردازند.

    • از بروز تعارض اجتناب کرده و مهارت های حل تعارض آنها نیز بسیار ضعیف است.
    • مراحل کوتاه سرزنش گری ،ذهن خوانی و جبهه گیری در تعامل های آنها دیده می شود.
    • ابراز هیجان های منفی در آنها بسیار کم و بروز هیجان های مثبت نیز تقریباً نا پیداست.
    • الگوی تعارض آنها از نوع اجتناب/ اجتناب است.

    گاتمن در یافت که در سه نوع زوج با ثبات نسبت مراوده های کلامی مثبت به منفی برای حل تعارض ها 5 به 1 بوده است در حالی که این نسبت برای ازدواج های بی ثبات تقریباً 1 به 1 گزارش شده است. کار های گاتمن و فیتز پاتریک براین حقیقت که الگو های روابط زناشوئی پایدار و با ثبات بسیار متعدد هستند، تاکید ویژه دارند. یافته های آنها بر اهمیت پرداختن زوجین به تعارض ها( با هدف حل آنها) به جای سکوت و نادیده گرفتنشان تاکید کرده است. پرداختن به نکات منفی یکدیگر زمانی تاثیر مخرب خواهد داشت که نسبت آن به توجه مثبت بیش از یک به پنج باشد. در واقع، منفی گرائی معتدل آنگونه که در بالا توصیف شد حتی ممکن است تاثیر مفیدی در ایجاد و رشد درک اجتماعی متقابل داشته و به این ترتیب در برقراری تعادل بین نیاز به صمیمیت و نیاز به اعمال قدرت نقش مفید ایفا کرده و در دراز مدت به حفظ جذابیت رابطه یاری رساند.

    [1] Fitzpatrick

    [2] stable

    [3] traditional

    [4] androgynous

    [5] avoidant

    [6] low key

    [7] fiery approach

    [8] conflictual

    [9] Disengaged

    منبع:برگرفته از :گاتمن(1993).نقش تعارض ، زیاده خواهی و اجتناب در تعامل های زناشوئی:یک مطالعه طولی در مورد پنج نوع ناشوئی.نشریه روان شناسی بالینی و مشاوره،61،6-15، و فیتز پارک(1988).رابطه بین زنان و شوهران:ارتباط در زناشوئی،نیویورک پارک،سی ای:سیج.

    مرکز مشاوره معین به عنوان یکی از مراکز دارای مجوز مشاوره تخصصی پیش از ازدواج و تحکیم خانواده در نظر دارد برای دانشجویان و متخصصان رشته های مشاوره و روانشناسی، دوره های تخصصی مشاوره پیش از ازدواج و دوره های تربیت خانواده درمانگر با تدریس جناب آقای دکتر بهمن بهمنی و دیگر اساتید برجسته کشور را برگزار نماید. برای اطلاع از زمان برگزاری و شرایط دوره ها به شبکه ارتباطی ما بپیوندید.